|
باران گاه چیزی نیست جز نتیجه ی طنازی ابری برای ابر دیگر * اما گاهی هم دل ابر ها می گیرد از سیاست آسمان از خروش باد و سکوت نسیم فریاد که می زنند رعد خودی نشان می دهد و بَه! باران** شکر به خاطر اعتراض طبیعت ! به خاطر وجود ابرها و رعدوبرق! و حال باران...* *تا اینجای قضیه که عالیه! ** این دیگه جای حرف نداره! فوق العادست! ***خان دایی یادتونه!!!بی جهت نبود که اینقد رعدوبرق می زدیم! امروز فلسفشو بهتر درک کردم! رعدو برق ! تجلی فهم و بیان و صبوری! ****چقد دوست داشتنیه این بارون ........ شکر !
وقتی رنج ها و تسلی ها درطول تاریخ تکرار پذیرند چه جای افسوس! حال را دریابیم !*
*... گذشت و خبر نکرد ، می آید و خبر نمی دهد ... گاهی خبر هم که می دهد ، جنگ هم کاری از دستش ساخته نیست! آی صلح! نشوی آرزوی دست نیافتنی کودکی آدم ها!
دست تو خيلي بزرگه دست من اما ... خيلي كوچيكه! چطوره که یه دستی به هم بدیم! اونوقت دیگه دستی بالاتر از دستای ما نیست.
شيشه وقتي فهميد شكستنيست ؛كه شكست تو چطور ؟* به گمانم گاهي آنچه ما را مي آزارد ما را بهتر به خودمان مي شناساند نااميد نباش لطفا ً! * با خودمم! به خودت نگير! پس اعتراض بي اعتراض
قطره پشت قطره باران . . . آسمان مي بارد نتيجه اش را نمي داند تنها مي بارد ! گاهی باغی آباد می شود،گاهی زمینی ویران فكر پشت فكر انديشه . . . آدمي نيز نتيجه اش را نمي داند ! اما آدمي نبايد بترسد و عمل بايد ! براي آدمي اميد ، گاه از نان شب واجب تر است!
لبخند بخند خند ... گاهی چنان بچه مدرسه اي ها از روي اشتباهت چندين و چند باربنويس ، تا ياد بگيري آنچه را به اشتباه نگاشته اي به جاي لبخند اگر نمره ات كم شده ،غم نخور تنها بنويسو به خاطر بسپار واژه ي ناب و شيرين لبخند را ! تا يادت نرود ! تا از يادت نرود اين كلمه ي اعجاب انگيز را! تا بتواني زنده گي كني خردمندانه!* * لبخند ،زاده ي خرد است ! |
About
گاه میانه ای نمی یابی
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 Links
مدير بلاگفا
فينگليسي
|